close
چت روم
داستان طنز مرد شیاد و مردم بی سواد

درحال بارگذاری ....
به هایپرتمپ خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : داستان طنز مرد شیاد و مردم بی سواد
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 31 yas
0 31 yas
0 27 yas
0 29 yas
0 23 yas
0 33 yas
0 29 yas
0 32 yas
0 29 yas
0 30 yas
0 28 yas
0 28 yas
0 25 yas
0 24 yas
0 40 yas

داستان مرد شیاد و مردم بی سواد

تاریخ ارسال پست:
جمعه 15 خرداد 1394
نویسنده:
Admin
تعداد بازدید:
131

داستان مرد شیاد و مردم بی سواد

داستان مرد شیاد و مردم بی سواد

 

روستایی بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بی سوادی در آن سكونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعی حكومت می كرد...

روستایی بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بی سوادی در آن سكونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعی حكومت می كرد.

برحسب اتفاق گذر یك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاری های شیاد شد و او را نصیحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می كند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبكاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد.

بعد از كلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد كه فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود كدامیك باسواد و كدامیك بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر كار، چه می شود.

شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»

معلم نوشت: مار

نوبت شیاد كه رسید شكل مار را روی خاك كشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنید كدامیك از اینها مار است؟

مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را كتك زدند و از روستا بیرون راندند.

 


کلمات کلیدی

داستان

داستان کوتاه

داستان طنز

داستان پند آموز

داستان مرد شیاد و مردم بی سواد

داستان مار و معلم

داستان کوتاه مرد شیاد و مردم بی سواد

داستان طنز مرد شیاد و مردم بی سواد

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی